برترین عکس های منتخب 2009

برترین عکس های منتخب 2009

The Best Photos of 2009 According to LIFE

The Best Photos of 2009 According to LIFE (47 pics)

The Best Photos of 2009 According to LIFE (47 pics)

The Best Photos of 2009 According to LIFE (47 pics)

The Best Photos of 2009 According to LIFE (47 pics)

The Best Photos of 2009 According to LIFE (47 pics)

ادامه عکس ها در " ادامه مطلب"

ادامه نوشته

جملات طنز ( کاریکلماتور)

جملات طنز (کاریکلماتور)

1_ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.

2_ همه چیز بر وفق مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.

3_ شاید زیباترین منحنی دنیا ، لبخند باشد.

4_ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد.

5_ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد می کنند.

6_ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد.

7_ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم.

8_ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود.

9_ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه.

10_ تا دهانتان را گل نگرفته اند گل بگویید.

11_ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند.

12_ شب در کارنامه سیاه زندگیش ، بی نهایت ستاره دارد.

13_ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.

14_ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم.

15_ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست و گرنه حقیقت به همان تلخی هست که میدانید.

16_ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند.

17_ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد ، من ، دلم را از دست دادم.


منبع: وبلاگ کاریکلماتور و سهراب گل هاشم؛ نویسنده: سهراب گل هاشم؛ «parazit.blogfa.com»

اسرار خواندنی از سینمای ایران!

اسرار خواندنی از سینمای ایران!

1. سعید سهیلی اویل دهه 80 قصد ساخت فیلم برهنه را داشت اما مسئولان با این نام موافقت نكردند. سهیلی كه نمی توانست كلمه برهنه را از اسم فیلمش حذف كند پس از چند روز عنوان شب برهنه را برای آن برگزید.


2 . نام شناسنامه ای سیاوش طهمورث ، حسن طهمورث نیا است.



3 . كمال تبریزی تصمیم گرفت برای جلوگیری از تنش تا قبل از نمایش مارمولك هیچ كدام از عكس های پرویز پرستویی با لباس روحانی در اختیار مطبوعات قرار نگیرد و در حقیقت ماجرای این فیلم چند ماه پس از ساخت و در جشنواره فیلم فجر لو رفت.


4 . رامبد جوان چند سالی از بازیگری كنار كشید و سرگرم كسب درآمد در یك شركت تبلیغاتی شد.

5 . محمد رضا شریفی نیا از جمله چهره هایی است كه مسئولان صدا و سیما مخالف انجام هر گونه مصاحبه ای با او هستند . شریفی نیا از گزینه های حضور در شب شیشه ای هم بود اما مسوولان مربوطه از رشیدپور خواستند تا حتی به اسم او هم اشاره ای نكند.


6 . پگاه آهنگرانی بازیگر دختری با كفش های كتانی از فعالان ستاد انتخابی دكتر معین در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.

ادامه نوشته

61 نکته برای خوشبختی

61 نکته برای خوشبختی

نکته برای خوشبخت زیستن چکیده نتیجه سال ها تلاش ده ها دانشمند و محقق و روانشناس دانشگاه آرکلند جنوبی در راه خوشبختی و سعادت انسان متمدن معاصر است. با توجه به این نکات زندگی خود را متحول کنید افق های جدیدی برابر دیدگانتان بگشایید.


1- در دنیا جای کافی برای همه وجود دارد ولی شما مطمئنناَ مستقل از هیکلتان، مستحق جای بیشتری نسبت به دیگران هستید.



2- حتی اگر توالت شما به جدید ترین تجهیزات روز دنیا مجهز باشد، آفتابه را در دستشویی همیشه پر نگه دارید، به خصوص در ایام تابستان.



3- هرگز سعی نکید یک نئو مارکسیست را در مورد نظریه پایان تاریخ فوکویاما متقاعد کنید.



4- وقتی می خوابید پس از در آوردن جوراب هایتان آن ها را قبل از پرت کردن داخل هم فرو کنید (ارزش این نکته را صبح روز بعد درک خواهید کرد)



5- از همه چیز های یکبار مصرف به خصوص تیغ های اصلاح، چندین مرتبه استفاده کنید.



6- خواب هایتان را هرگز برای همسرتان تعریف نکید



7- درتاکسی برای اینکه کرایه تان عادلانه حساب شود پشت سر کسانی که درب را محکم می کوبند فحش بدهید.



8- در وصله جوراب این نکته شاید حیاتی باشد ولی در بخیه زدن لازم نیست یک سر نخ را گره بزنید.



9- بیاموزید که به مردم اعتماد کنید. به خصوص به سی دی فروش های خیابان انقلاب.



10- به دکتر ها، وکلا و کار چاق کن ها هر گز اعتماد نکنید.

ادامه نوشته

همه چهار زن دارند!!!

همه چهار زن دارند!!!

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد... بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد


واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.



روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

ادامه نوشته

شروع دوباره

سلام.

تاخیر یک ساله منو ببخشید.

انشاالله به زودی میام.

به زودی با دست پر می آم.