
بهانه نياوريم، فاصله ها دور نيست، قلبها گاه از هم فاصله مي گيرند و اين معضل امروز جامعه ماست!
"گريت ويکتور"

بهانه نياوريم، فاصله ها دور نيست، قلبها گاه از هم فاصله مي گيرند و اين معضل امروز جامعه ماست!
"گريت ويکتور"

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
- دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم!
- تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟
- من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم!
- ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی!
- باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
بخاطر لبخندت....
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد.
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون:
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره
عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم"
ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم"
"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه"

کدام جمله صحیح است؟؟؟
* خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!
* خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو!

یک روز خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.
لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!
او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.
سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.
در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید، «دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!!!!!!
نتیجه اخلاقی:
بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم.

این متن بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت کرده ام. امیدوارم که برای شما و من مؤثر واقع شود!
دقیقه وقت دارید:
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید.
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ !!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري!
پیروزی آن است كه بعد از هر زمين خوردني مجدداً برخيزي.
زمانی که زروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی! کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ زروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه زروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود. کورش رو به زروس کرد و گفت، ثروت من اینجاست. اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد!!!

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت!

اگر سلامتیتون برای شما مهمه، فقط کافی است به آخرین دستاوردهای متخصصین مرکز ملی هدایت (ارتقای) سلامت و رفتار شناسی توکیو توجه کنیم، آنها میگویند:
١- هرگز سیگار نکشید و اگر میکشید، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید.
٢- در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.
٣- هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.
٤- چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.
٥- هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل ٥ دقیقه پنجرهها را باز بگذارید و در پمپ بنزینها کولر را خاموش نمایید.
٦- غذای خود را بیشتر از یک بار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بریزید.
٧- هنگام غذا بین هر لقمه حداقل ١ دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید.
٨- هنگام حرکت اتومبیل، پنجرهها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت باد وارد مجاری تنفسی نگردد.
٩- لوازم آرایشی را بیشتر از ٥ ساعت بر روی پوست خود باقی نگذارید. سلولهای پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. در منزل نیز تا حد امکان از لباسهای گشاد، راحت و باز استفاده نمایید.
١٠- موهای خود را بیش از یک بار در شبانه روز شانه نکنید.مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشمها و مجرای تنفسی خود باشید.
١١- هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید.هنگام نشستن و خوابیدن بر عکس سر خود را پایین نگهدارید.
١٢- توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست.بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید و اشتهای طبیعی نیز متناسب با آن میباشد.هرچه قدر دوست دارید بخورید.
١٣- اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی ٨ ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین ٥ الی ٦ ساعت میباشد.
١٤- هرگز پشت مانیتورهای قدیمی که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنها از خیلی از دستگاههای عکسبرداری بیشتر است.
١٥- ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل ٣ ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید.
١٦- توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی میگردد.
١٧- معجزه جواهر آلات برای خانمها را فراموش نکنید. حتی اگر صرفا به دیدن آنها باشد.
١٨- هیچگاه به پهلو نخوابید. سعی کنید در جهت عمود بر محور مغناطیسی زمین بخوابید.

خدایا!
سلام.
مدتها بود که می خواستم با تو درد و دل کنم! با تویی که به وسعت تمامِ… تمامِ …
خدایا! نمی تونم بگم وسعت تو چقدره! نمی تونم بزرگی تو رو مجسم کنم! نمی تونم واحدی توی ذهنم بیارم که نشون دهنده وسعت و بزرگی تو باشه!
خدایا چقدر گفتن نام زیبایت برایم سخته! سخته برای اینکه خودم رو از تو خیلی خیلی دور می دونم! آیا منی که بین اینهمه مخلوقاتت که هیچ هم حساب نمی شم، آیا باز هم می تونم با تو که بزرگی ات حد و مرزی نداره، صحبت کنم؟!
آیا هنوز هم امیدی هست!امیدی هست که باتو بار دیگه درد ودل کنم؟
معبودا! چی بگم؟ چی بگم که ذهنم پر از حرفهای نگفتس اما همینکه می خوام باهات روبرو بشم زبانم از گفتنش قاصر میشه! واقعاً می مونم! می مونم که چی بگم!
ای رحمان من! چقدر من ناسپاسم! چقدر رحمانیت تو شامل حال من شده و من نتونستم اونو درک کنم!
چقدر رئوفیتت به من رسیده، ولی من…
بارالها! چقدر تو درهای مغفرت رو بسویم گشودی ولی من از آن روی گردان شدم!
خدایا! چقدر تو مشتاق بخشش و گذشتن از گناهانم بودی و من مشتاق تداوم بر انجام گناهانم بودم!
یگانه معبود من! چقدر به من فرصت بازگشت دادی، فرصتهایی که سودش برای خودم بود، اما من براحتی تمام فرصتها را از دست دادم و باز تو گفتی برگرد، برگرد به سویم! اما من…
چقدر غفلت! چقدر فراموشی! چقدر ناسپاسی! چقدر ناشکری!
پروردگار من! هرچه من به تو بد کردم تو با خوبی جوابم را دادی و هیچگاه از من ناامید نشدی! و باز گفتی برگرد! اما من…
ای بخشنده مهربانم! چقدر من نیازمند به توام و تو بی نیاز به من!
من نیاز به وجود تو داشتم و دارم و خواهم داشت ولی تو...
ولی تو با اینهمه بی نیازی به من، باز خواستی کمکم کنی ولی من با اینهمه محتاج بودنم به تو از تو روی برگرداندم!
ای خالق یکتا! چقدر تو بخشنده ای! چقدر رئوفی! چقدر رحمانی!
منی که دریای گناه رو تو یک سال انجام دادم فرصتی استثنایی دادی! از اون فرصتهای طلایی! از اون شانسهایی که فقط یک بار در خونه رو می زنه!
شب قدر...
شبی که از هزاران شب برتره!
شبی رو خلق کردی تا دل منو بلرزونی! بلرزونی تا منو به خودم بیاری! به من بفهمونی که ای بنده ی من، این شب از اون شباست! از اون شبایی که من تمام گناهانتو می بخشم! تمومش رو! همه شو!
شبی که تمام قفلهای درهای مغفرت رو باز گذاشتی که هر بنده ای با هرنیازی و بار گناهی وارد اون بشه! تا تو اونو ببخشی و بهش یه فرصت دیگه بدی!
آه خداوندا! شب قدر هم گذشت! شبی که اشکهایم جاری شد... شبی که صدها بار صدایت کردم... به درگاهت متوسل شدم.... مولایم علی (ع) را واسطه قرار دادم... یکی یکی از ائمه ها را صدا زدم تا واسطه ام شوند... که فقط بگم، خدایا غلط کردم، منو ببخش، من نادونی کردم، منو به بزرگیت عفو کن...
آنقدر زجه زدم تا منو ببخشی...گریه، اَمونم رو بریده بود اما تو اشکهایم رو خشکاندی و گفتی...
ای سامع من! می دونم منو بخشیدی و یه بار دیگه از گناهانم گذشتی!
معبود من! فقط یه خواسته ازت دارم، فقط یه خواسته...
این بار ازت می خوام تنهام نزاری و لحظه ای منو به حال خودم وا مگذاری!
خدایا توفیق عبادت رو نصیب من کن.
خدایا ازت متشکرم.


هجرت
آیا می دانید...؟؟؟
- آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.
ـ آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .
ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد
ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد....

پرسیدم از حلال ماه، چراقامتت خم است؟
آهی كشید و گفت كه ماه محرم است.
گفتم كه چیست این ماه محرم؟
باناله گفت: ماه عزای اشرف اولاد آدم است.
***
السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین(ع)
السلام علیك یا ابا صالح المهدى (عج)
« ماه محرم را خدمت آقا امام زمان (عج) و همچنین به همه
عزاداران و عاشقان امام حسین (ع) تسلیت می گویم. »

جملات طنز (کاریکلماتور)
1_ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.
2_ همه چیز بر وفق مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.
3_ شاید زیباترین منحنی دنیا ، لبخند باشد.
4_ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد.
5_ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد می کنند.
6_ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد.
7_ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم.
8_ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود.
9_ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه.
10_ تا دهانتان را گل نگرفته اند گل بگویید.
11_ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند.
12_ شب در کارنامه سیاه زندگیش ، بی نهایت ستاره دارد.
13_ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.
14_ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم.
15_ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست و گرنه حقیقت به همان تلخی هست که میدانید.
16_ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند.
17_ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد ، من ، دلم را از دست دادم.
اسرار خواندنی از سینمای ایران!
1. سعید سهیلی اویل دهه 80 قصد ساخت فیلم برهنه را داشت اما مسئولان با این نام
موافقت نكردند. سهیلی كه نمی توانست كلمه برهنه را از اسم فیلمش حذف كند پس از چند
روز عنوان شب برهنه را برای آن برگزید.
2
. نام شناسنامه ای سیاوش طهمورث ، حسن طهمورث نیا است.
3
. كمال تبریزی تصمیم گرفت برای جلوگیری از تنش تا قبل از نمایش مارمولك هیچ كدام از
عكس های پرویز پرستویی با لباس روحانی در اختیار مطبوعات قرار نگیرد و در حقیقت
ماجرای این فیلم چند ماه پس از ساخت و در جشنواره فیلم فجر لو رفت.
4
. رامبد جوان چند سالی از بازیگری كنار كشید و سرگرم كسب درآمد در یك شركت تبلیغاتی
شد.
5 . محمد رضا شریفی نیا از جمله چهره هایی است كه مسئولان صدا و سیما مخالف
انجام هر گونه مصاحبه ای با او هستند . شریفی نیا از گزینه های حضور در شب شیشه ای
هم بود اما مسوولان مربوطه از رشیدپور خواستند تا حتی به اسم او هم اشاره ای نكند.
6
. پگاه آهنگرانی بازیگر دختری با كفش های كتانی از فعالان ستاد انتخابی دكتر معین
در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.
61 نکته برای خوشبختی
نکته برای خوشبخت زیستن چکیده نتیجه سال ها تلاش ده ها دانشمند و محقق و روانشناس دانشگاه آرکلند جنوبی در راه خوشبختی و سعادت انسان متمدن معاصر است. با توجه به این نکات زندگی خود را متحول کنید افق های جدیدی برابر دیدگانتان بگشایید.
1- در دنیا جای کافی برای همه
وجود دارد ولی شما مطمئنناَ مستقل از هیکلتان، مستحق جای بیشتری نسبت به دیگران
هستید.
2- حتی اگر توالت شما به جدید ترین تجهیزات روز دنیا مجهز
باشد، آفتابه را در دستشویی همیشه پر نگه دارید، به خصوص در ایام
تابستان.
3- هرگز سعی نکید یک نئو مارکسیست را در مورد نظریه پایان
تاریخ فوکویاما متقاعد کنید.
4- وقتی می خوابید پس از در آوردن
جوراب هایتان آن ها را قبل از پرت کردن داخل هم فرو کنید (ارزش این نکته را صبح روز
بعد درک خواهید کرد)
5- از همه چیز های یکبار مصرف به خصوص تیغ های
اصلاح، چندین مرتبه استفاده کنید.
6- خواب هایتان را هرگز برای
همسرتان تعریف نکید
7- درتاکسی برای اینکه کرایه تان عادلانه حساب
شود پشت سر کسانی که درب را محکم می کوبند فحش بدهید.
8- در وصله
جوراب این نکته شاید حیاتی باشد ولی در بخیه زدن لازم نیست یک سر نخ را گره
بزنید.
9- بیاموزید که به مردم اعتماد کنید. به خصوص به سی دی فروش
های خیابان انقلاب.
10- به دکتر ها، وکلا و کار چاق کن ها هر گز
اعتماد نکنید.
همه چهار زن دارند!!!
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از
همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می
کرد... بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.
زن سومش را
هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد
گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش
بگذارد
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی
بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می
برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون
بیاید.
اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی
ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از
صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام
کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.
روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی
خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :
" من
اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره
خواهم شد !"
بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند
. اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :
تاخیر یک ساله منو ببخشید.
انشاالله به زودی میام.
به زودی با دست پر می آم.
|
کنجکاوی، چیز خوبی است. خیلی اوقات در پشت چیزهای روتینی که هر روز در زندگیمان میبینیم، داستانها، تاریخ و حتی اسرار جالبی نهفته شده است، اما از فرط تکرار، ما حتی در عصر گوگل، به خودمان زحمت جستجو نمیدهیم. برای مثال ما بارها لوگوهای شرکتهای معروف فیلمسازی هالیوود را دیدهایم، اما به فکرمان هم نرسیده است که در مورد آنها جستجویی کنیم. پیش خودمان گفتهایم، اینها لوگو هستند دیگر! چه جایی برای کنجکاوی وجود دارد! آیا تا به حال فکر کردهاید که: پسربچهای که در لوگوی دریمورکس دیده میشود، چه کسی است؟ اصلا او کاملا تخیلی است یا وجود خارجی هم دارد؟ کوهی که در لوگوی پارامونت دیده میشود، چه کوهی است؟ زن مشعل به دست لوگوی شرکت کلمبیا چه کسی است؟ |
![]()
داستان لوگوی دریم ورکس: پسربچهای که روی هلال ماه، رؤیا به قلاب میگیرد
در سال ۱۹۹۴، سه نفر دریمورکس را بنیان نهادند. این سه نفر اینها بودند: استیون اسپیلبرگ (کارگردان معروف)، جفری کاتزنبرگ (رئیس استودیوی دیسنی) و دیوید گفن (تهیهکننده). اگر به لوگوی دریمورکس دقت کنید، میبینید که در زیر اسم شرکت، سه حرف SKG، نوشته شده است، SKG در واقع از کنار هم نهادن حرف اول نام خانوادگی بنیانگذاران دریمورکس ایجاد شده است.

وقتی قرار شد لوگوی دریمورکس طراحی شد، ایده اسپیلبرگ این بود که این لوگو یادآور دوران طلایی هالیوود باشد. لوگوی اولیه به وسیله کامپیوتر طراحی شد و مردی را نشان میداد که روی ماه ماهیگیری میکند. ولی شخصی به نام «دنیس مورن» که یک ناظر جلوههای ویژه بود و در بسیاری از فیلمها با اسپیلبرگ همکاری کرده بود، نظرش این بود که اگر لوگو با دست طراحی شود، چیز بهتری از آب درخواهد آمد. به همین خاطر مورن، از دوست هنرمندش، «رابرت هانت» خواست که کار طراحی لوگو را بپذیرد.
هانت قبول کرد، او لوگو را مجددا با دست کشید و در کنار لوگو، لوگوی دیگری را که همان لوگوی کنونی دریمورکس باشد را هم به اسپیلبرگ تحویل داد. اسپیلبرگ از لوگوی دوم خوشش آمد. هانت با کمک چند نفر دیگر لوگوی نهایی را تکمیل کردند و از ان زمان لوگوی معروف دریمورکس در آغاز همه فیلمهای این شرکت دیده میشود.
اما پسری که در لوگو دیده میشود، چه کسی است؟ او کسی نیست، جز ویلیام، پسر همین آقای هانت!

![]()
اگر می خواهید در جنگ غزه، با مردم
بي دفاع غزه همراه شويد.....
لطفاً به پایین صفحه مراجعه کنید

حسین بیشتر از آب ،تشنه عدالت بود ,افسوس که بجای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادن و بزرگترین دردش را آب نامیدن . "دکتر شریعتی"
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته …
یا حسین مظلوم
دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت
با خبران غمت بی خبر از عالمند
دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون اي دل که صبرم رفته از دست
بخون اي دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بي دست
کربلا نشان داد که با شکيب در عطشي کوتاه، ميتوان هميشه ي تاريخ را سيراب کرد
عجيب حکايتي است! "عزيز" ترين ها - حسين(ع) و يوسف(ع) - از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسيده اند.
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته
...یا حسین مظلوم
دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم
بی عشق حسين اگر بميرم چه كنم
فردا كه كسی را به كسی كاری نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه كنم
هر دم به گوشم میرسد ، آوای زنگ قافله . . . این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
يک زن ميان محملی،اندر غم و تاب و تب است . . . اين زن صدايش آشناست،ای وای من اين زينب است
خاک حسین بوی وفا می دهد . . . تربت عشق است شفا میدهد
سعی کن حرص و طمع خانهخرابت نکند . . . غافل از واقعه روز حسابت نکند
ای که دم میزنی از عشق حسين بن علی . . . آنچنان باش که ارباب جوابت نکند
آنان که حسین را خدای خود پندارند . . . کفرش به کنار عجب خدایی دارند
برای باغبان یاس آفریدند . . . علی را أشجع الناس آفریدند
وفا داری و مردی و شجاعت . . . یکی کردند و عباس آفریدند
آبروی حسین به كهكشان می ارزد
یك موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان
به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان
خدا داند كه در بازار عشقت
به جز جان هیچ كالایی ندارم یا حسین جان
آن تشنگي كه كربلاييان كشيده اند, تشنگي راز است: حسين از دست يار مي نوشد و ما از دست حسين
آهای عطر گل یاس آهای خدای احساس - تموم زندگیم فدای یک نگاه عباس
دل من غصه نخور ، يك روز آقاتو ميبيني - ميري تا كربلا ، كنار ارباب ميشيني
اگه تو را نبينم من ميميرم حسين ، وقتي دارم ميميرم سراغتو من ميگيرم حسين
محرم مه آبياري دين است
محرم مه ايثار مبين است
محرم مه عشق به حسن است
دريغ مَهر مادر از حسين است
عالم همه محو گل رخسار حسين است , ذرات جهان در عجب از کار حسين است .
داني که چرا خانه حق گشته سيه پوش , يعني که خداي تو عزادار حسين است .
بر سينه من نوشته بين الحرمين : نصف قلبم با ابالفضل ،
نصف ديگر با حسين . . . السلام علي الحسين و علي عباس الحسي
فرمانده عشاق دل آگاه حسين است , بيراهه مرو ساده ترين راه حسين است .
ازمردم گمراه جهان راه مجوييد , نزديک ترين راه به الله حسين است .
بر گلستان ولایت تاختند، غنچه را با لاله پرپر ساختند، غنچه زیرخاروخس افتاده بود، باغبان هم از نفس افتاده بود، ظلم و طغیان و جنایت زاده شداین چنین مزد رسالت داده شد
ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...
برای دریافت والپیپرهای زیبای محرم اينجا را کلیک کنید.







عکسهایی از محرم سال گذشته در محلمان





سلام.![]()
من اومدم![]()
امیدوارم، البته امیدوارم
که از این به بعد با اینهمه تاخیر نیایم. اومدم تا دوباره برایتان بنویسم. دلم می خواد با نظراتتون منو به ادامه راه دلگرم کنید.![]()
تیک...تیک ...تیک...!
این صدای ساعته که گوشم را نوازش میده. با خودم فکر می کنم عجب دقیق کار می کنه. میدونیم که بهترین ساعت های جهان رو سوئیس تولید می کنه. کشور سوئیس هم مثل ساعتهاش دقیق کار میکنه. راستی علت چیه که کشور سوئیس مثل این ساعت دقیق کار می کنه؟
کل اجزای این ساعت تشکیل یک سیستم رو میدن. هر یک از اجزای این سیستم مثل عقربه، باتری، چرخ دنده و ... باید اولاً از جنس خوبی برخوردار باشن، ثانیاً هر کدوم باید در جای خود قرار داشته باشن. اینها باعث میشه ساعت کارشو دقیق انجام بده.
اگر نظام دموکراسی را در سوئیس یک سیستم کلی و هر یک از مردم سوئیس را اجزای این سیستم در نظر بگیریم، می بینیم که هم سیستم و هم اجزا کار خودشون رو به خوبی انجام می دن. سیستمهای این کشور مثل سیستمهای دولتی، اقتصادی، سیاسی و... شرایط مناسبی را برای شکوفا شدن استعدادها و پیشرفت در زمینه های مختلف فراهم میارن. از طرفی دیگه اجزای این سیستم یعنی مردم کار خود رو به درستی انجام می دن. چرا که همه مردم این کشور باسواد و کتابخونند.
بنابراین ما هم برای پیشرفت کشور عزیزمون باید اولاً فرهنگ تک تک افراد رو از طریق کتاب، روزنامه و سایر رسانه های گروهی بالا ببریم ثانیاً سیستمهای مناسب رو جایگزین سیستمهای غلط کنیم. بطور مثال اقتصاد دولتی یکی از سیستمهای غلطه که خوشبختانه با ابلاغ اصل 44 توسط مقام معظم رهبری، شروع به اصلاحش کرده ایم.