خنده بازار
*به تركه ميگن: با هندونه جمله بساز. ميگه: هندونه كه بغل پاكستانه؟
*لره دیش ماهوارشو میذاره روی پشت بوم، روش مینویسه: کولر
*از تركه ميپرسن: قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهتون آدرس دادن؟
*از تركه ميپرسن: چرا اسم اين خيابون ولي عصره؟ ميگه: چون صبح خبري نيست، ظهر هم خبري نيست، ولي عصر! *شعار ترکها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد. *يه روز يه لره م ي گ و ز ه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود. *به پيرزنه ميگن: چرا همه دندوناتو كشيدي جز يكي؟ ميگه: آخه ننه، ميخوام چادرمو باهاش نگه دارم!
*لره باباش ميميره، ميره خاکش کنه، جو ميگيردش، فيتيله پيچش هم ميکنه!
*تركه تفنگو ميزاره پشت گردن يارو، ميگه: تكون بخوري با لگد ميزنم تو سرت ها!
*لره رو برق سهفاز ميگيره پرت ميكنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!
*به تركه خبر ميدن: بابا شدي. تركه ميگه به زنم نگين كه ميخوام سورپرايزش كنم. *بچه اصفهانيه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
*خرسه به يكي حمله ميكنه و ميگه: ويا وخوام وخورمت! طرف ميگه: اِ؟ ميه تونم لري؟ خرسه ميگه: ها، ما حيوونا همه لريم، وجز خر كه تركه!
*اصفهانیه یه پوسته موز ميبینه میشینه کنار موزه. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم.
*اصفهانی رو ميخوان زجر بدند، ميبندنش به تیر برق و بهش ميگین: کوچه اونطرفی شام میدند.
*ترکه بالا پشت بوم میخوابه، سردش ميشه، پا میشه در پشت بومو میبنده.
*به ترکه ميگن تبادل لينک ميکنی؟ هيچی جواب نميده!!! *فارسه هار میشه ، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، فارسه يك كم چنگ و پا ميزنه، بعدِ يك مدت زوزه می کشه : يا اصحاب کهف این من سگ رو تبدیل به آدم کن منو از دست اين امام رضا نجات بده. *به بنده خدا ميگن: آروغ چيه؟ ميگه: سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كردهاند! *تركه با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیسها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن. * به لره میگن: اگه ریيس جمهور بشی اولین کاری که میکنی چیه؟ میگه: اول از همه، دست خودم رو تو شرکت نفت بند میکنم. *يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد. * رشتيه اسم بچه اش رو میزاره «اس ام اس» میگن: این چه اسمیه؟ میگه: چیه مگه! از پیام که با کلاستره. *به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي.